مجله روحانی هفتگی مسیحیان ایران
مجله روحانی هفتگی مسیحیان ایران - این مجله مخصوص مسیحیان می باشد ولی اگر شما مایل باشید از آن استفاده کنید خوشحال خواهیم شد آرزویمان اینست که بتوانیم مشارکت خوبی با شما داشته باشیم ممکن است سئولات و نظراتی داشته باشید ما آمادة پاسخ به سئوالات و نظرات احتمالی شما هستیم منتظر نامه و ایمیل های شما هستیم . نشریة باران گاهنامة مسیحیان ایرانی مقیم فرانسه می با شد مجله هفتگی مسیحیان ایران برای رشد و شکوفائی ایمان واندیشه مسیحی منتشر میشود این مجله بدور از مسائل سیاسی می باشد و حوزه وقلمرو ان فقط روحانی می باشد شما میتوانید درصورت نیاز بامن تماس بگیرید france-777@hotmail.fr
ارشیو مفالات مجله انترنتی مسیحیان ایرانwww.ci.pib.ir
1386/8/20 04:33

42


مجله هفتگی مسیحیان   ایران    

       

ارشیو مفالات
1386/8/18 04:31

ترازو
1386/6/2 10:44

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 
 ترازو   ع مهر               
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     کتاب کتاب مقدس مرجع ایمان ما است.وبه عبارتی مکاشفه زنده خدا است وازطریق ان می توان عیسی مسیح را دریافت نمود .سئوال اساسی ابن  است چگونه به کتاب مفد س نگاه میکنید؟ اساسا  ابن کتاب چه جایگاه واقعی در زندگی ایمانی شما دارد ؟ نگرش بسیاری براین است که کتاب مفدس تحریف شده وان ،کتاب مقدس اولیه نیست.نگاه گروه دیگری براین فرار دارد که کتاب مفدس کتا بی اسمانی است وچنانکه دیده اید ازان حتی دردادگاه هااز شهود  برای سوگند خوردن استفاده میشود وبسیاری ار واعظان ،کتاب مفدس را  دائره المعارف یا انسیکلوپدی می نامند واعتفاد دارند که همه علوم رایج  زمان را میتوان در ان یافت وحتی بسیاری ادعا میکنند ما نیازی به مطالعه هیج علومی نداریم همه انها دراین کتاب فرار دارد .وبسیاری سالها تلاش کردند از باب های اول پیدایش نطریات زمبن شناسی ونکامل داروینسیم را بسط وتحلیل نمایند ولی تجربیات موققی دراین زمینه نداشتند .بسیاری کتا ب مفدس را با کتب مذهبی اشتباه میگیرند وبرای اثبات کلام خدا وتحریف نشدن به همان روشهای که انها دنبال میکنند متوسل میشوند کتاب مقدس هیچگاه براین نیست که خدا را اثبات کند. بلکه همه هدف ان است که خدارا بااسان روبرو کند مقصود کتاب مقدس این نیست  که ثابت کند  خداوند جهان را خلق کرده است بلکه هدف ان اینست  که نشان دهد که خدا جهان را  انقدر دوست داشت که پسریگانه خود را فداکرد. تاریخ پشر وتاریخ چهان بسیار وسیع تر ازان است که همه انها را بتوان در یک کتاب گنجاند ولی هدف خداوند از تاریخ یک قوم کوچک این بود که نجات انسان تنها به وسیله عیسی مسیح میسر میگردد.کتاب مقدس فرهنگ یا دائر المعارف یا گنجینه علوم نیست بلکه کلام خدا است برای نجات بشر .کتاب مفدس  اسمانی است ولی از اسمان بر روی زمین نافتاد. ازمیان غار ها والواح سنگی بدست ما نرسبده زیزا خدا به این چهان امد  مستقیما باانسا نها گفتگو کردوانسانهابی  معمولی به روح اقدس جذب گردیدند واین کتاب نوشتند تا انسان نجات یابد کتاب مفدس کتاب خدا شناسی نبست بلکه کتابی هست تنها شیوه نجات انسان را مطرح میکند درمبان افراط وتفریط ها نگرش خود را به کتاب مفدس اصلاح کنیم ودرپی این نباشیم که با استفاده شیوه غلوامیز ثابت کنیم که کتاب مفد س تحریف  نشده  بلکه از انها سئوال کنیم اگراین کتاب  تحربف شده ،کتاب مفدس مورد نظز انها به چه چیزی شباهت دارد؟فطعا کتاب مورد نظرشان کتابی است مذهبی مانند همه کتب مذهبی که از اسمان بز انسان نازل شده .دراینجا با دونگرش متضاد روبرو هستیم. بگدارید جایگاه حفیفت همان جائی که باشد ،هست در شناساندن خقیقت صادق وصمیمی باشید وکلام خدا همانطور که هست به دیگران ارائه کنبد.
مسا بقه کلام روز
1386/5/31 10:19

2آيه زير را درکتاب مقدس، اگر می تواني  پيدا کن
در کتاب مقدس دو آ يه وجود ندارد . اولين آ يه اين است در هيچ  قسمت کتاب مقدس  آِيه ای وجود ندارد  که دران عيسی از کسی پرسيده باشد که : گناه تو چيست؟ مقدار ان چقدر است؟ آيا می تواند قابل اغماض باشد يا جرمِ بزرگی محسوب می شود؟ درعوض درهمه وقت عيسی   می گفت گناه تو بخشيده شده است  ودومين آيه ای را در کتاب مقدس نمی توانيم بينيم اين است که، هيچ موردی درکتاب مقدس وجود ندارد که طی ان، کسی از عيسی  پوزش ومعذرت خواسته باشد.بعد از شام اخر همه شاگردان گريختند پطر س  اور ا انکار کرد.هنگامی که ايشان يعنی  خداوند قيام کرده رادوباره ملاقات کردند خيلی خوب بود  که  شاگردان می گفتند  خيلی متاسفيم اما انها اين کار رو نکردند چرا؟ دليلش اين است که هر کسی که به چهره عيسی نگاه کند دران درک ومحبت می بيند و از پيش مطمئن مي گردد که اوهمه جيز را بخشيده است.به اين دو آيه که در کتاب مقدس که وجود ندارد، کمی خوب فکر کنيد
نیاز ما
1386/5/30 10:06

 یا داشت کوتاه روز   علی  مهرعبرانیان باب هفت ایات27/23 ومزمور 32                                        
 واقعا ما به چه چیزی احتیاج داریم؟ احتیاج حفیقی ما جیست؟همه دولتها ومراجع روی همین واژه مانور میدهند وشعارشان این است که ما احتیاج انسان را می شناسبم وتوانائی ان را داریم که انها را در دسترسشان قرار دهیم پس ما را انتخاب کنید .راه ما را ادامه دهید این سرنوشتی است که هر روز انسانها باان روبرو هستند انتخابی جدید با ایده ای تازه وامیدی نو.ولی  افسوس  می بینیم که انسان محتاجتر وبیجاره تر از دبروز می باشد نه چیزی در دستش هست ونه امیدی . سالهای حضور کمونیسم ومارکسیسم را به یاد می اورم که چه رویا های شیرینی برای ما به همراه داشت ار فردا های خوب سخن میگفت  ارزوهای گرسنگان وکارگران وزحمتکشان  را تداعی میکرد  چه شد؟وسر انجام انها به کجا رسید؟ به زنان ومردان مسن نگاه کنیددرمانده ومایوس، از ان چه باید  می رسیدند، نرسیدند. به ایران نگاه کنید تاریخ ابن سر زمین را که  پر از رویا های  قشنگ بود که همواره با سز خوردگی همراه شد گناه این مردم تنها این است که میخواهند به محبت وخوشبختی واقعی دسترسی داشته باشند خوشبختی مانند توپی بود  وقتی که می غلتید به دنبالش می دویدیدند ووقتی توقف میکرد به توپ لگد میزدندند وامروز خوددرا در دقایق پایانی سوت داور می بینند آیا همه جیز به پایان رسیده .واین تنها ایران نیست این درد همه دردمندان هست که نمی دانند محبت حقیقی درچه کسی قرار دارد این حکایت را از اسپانیا نقل کرده اند که پسری ازخانه خود فرار کرده وپدر به جستجوی پسر میپردازد ولی اورا درهیچ جا نمی یابد وناجار در یک روزنامه یک اگهی با این مضمون که  پدر تو  فردا درجلوی کیوسک روزنامه فروشی مرکز شهر منتطر تو است.پیرمرد فردا در مقابل کیوسک روزنامه فروشی حاضر می شود ودران جا چند صدنفررا می بیند هر کدام از انها گمان میکردند که او پدر انهاست. امروز پدر اسمانی شما یک اگهی داده و وان اگهی در گتاب مقدس نوشته است که درحستجوی تو هستم. چه تصویری از محبت خدا در تو وجود دارد نمیدانم دیروز داستان دختر وپسری را میخواندم که دختر کور بود  وهمیشه ارزو داشت که پسری را که دوست دارد ببیند وپسر جشم خودرا به او داد وبعد ازانکه چشم دختر بینا شد دید ان کسی که دوستش داشت کور است واورا رها کرد ولی پسرفقط  به او گفت مواظب چشمان زیبایت باشد ودوستانش او را شماتت نمودند ولی او پاسخ داد اگر صدها چشم میداشتم باز  به اومیدادم که او ببیندعیسی مسیح چشمان خود را بما داد تا ببنیم  پس چرا ایماندار عزیز چشمان خود را  می بندی؟
نقاشی کو دکانه
1386/5/29 10:45

 نقاشی کودکانه    نوشته علی  مهر
                              معلمی در کانون شادی کلیسا از بچه ها خواسته بود که ملکوت خدا را نقاشی کنند. بچه ها با ماژیک وآب رنگهای خود، تصویرهای زیبائی با سوژه های مختلف خلق نمودند.همه آنها زیبا و روحانی بودند وجنبه های خاصی از ملکوت خدا را توصیف می نمودند.ولی  در میان آنها کودکی غمگین وخاموش ایستاده بود وکاری انجام نمی داد.معلم ازاو پرسید که چرا خاموش وغمگین هستی؟اوپاسخ داد که با فرشته دوست کانون شادی قهر هستم چگونه میتوانم ملکوت خدا را نقاشی کنم در حالی که دوست ندارم او در نقاشی من باشد.چه تصویری از ملکوت خداوند در ذهن خود داریم؟ اساسا انجا چگونه جای هست؟چه کسانی باید در آنجا باشند ؟ چه اشخاصی را دوست داریم در انجا بببنیم  وسوال دردناک  اینست که : چه کسانی را دوست نداریم در آنجا ببنیم؟شاید بیسیاری از ایمانداران هستند که هرگز  به این سوالات فکر نکرده اند وشاید  واعظان زیادی هستند که سالها درباره ملکوت خدا موعظه  میکنند ولی هرگز حاضر نبودند بطور جدی  به این پرسش ها پاسخ دهند. بدون شک واضحترین چیزی که میدانیم این است که ما در عصر کلیسا بسر میبریم در پایان این عصر کلیسا ربوده خواهد شد و زندگی  تازه ای با خداوند اغاز میشود. سوال روشن   وواضح این است که رسالت کلیسا چیست؟  پاسخ آن روشن وساده است:گسترش  ملکوت خدا وایجاد تسهیلات وتمهیدات لازم برای ورود انسانها به ملکوت خدا از طریق  ایمان به پسر خدا. نکته ای که الفبای آن را هر ایماندار ساده ی می داند.ولی نکته حساس ودردناک  این است  که آیا حاضر هستیم با انسانهای  که شیوه  وروشها وحتی گاهی تعلیمهایشان با ما یکی نیستند درملکوت خدا یکی ومتحد باشیم ؟آیا  اعتقاد داریم که جای ایماندار در ملکوت خدا هست ؟وآیا آرزو ی ما این است که همه انسانها را در آسمان ببینیم؟آیا واقعا از عمق وجود خود  حاضر هستیم  ایماندارانی را که به عناوین مختلف ما را زخمی نموده اند در ابدیت  با انها زندگی کنیم .درست است که ملکوت خدا جای اکل وشرب نیست ولی یقنناباید ایمانداران  در کنار هم زندگی کنند.شاید پاسخ  دیگر این باشد که ملکوت خدا  جای این حرفها نیست واین سوالات کاملا بچگانه هست .ولی این واقعیت هست وقتی براداران و خواهران  ایمانی خودرا در اینجا نمی توانیم تحمل کنیم  وتحت عناوین  تعلیم غلط، گنا هکار تک رو ، مغرور نا فرمان و.........از خود دور می کنیم چگونه انتظار داریم وقادرهستِم که در ابدیت،باانها بسرببریم جز اینکه تصور این باشد که یکی از این دو وارد ملکوت خدا نمیشوند که این ممکن نیست. شاید فکر میکنیم که ملکوت خدا منحصر به کلیسا وگروه  قوم ما هست. درهمه  این نفاق ها، استناد به کتاب مقدس وسخنان پولس رسول می نمایم. پولس به درستی معنی ومفهوم اتحا د ونفاق را می شناخت درک اواز اتحاد وملکوت خدا یک احساس همبستگی ویک همدردی اومانیستسی نبود پولس معنی ومفهوم کلیسای محلی را خوب می شناخت چرا که رساله های او نامه های کلیسائی بود به کلیسای محلی. او خوب می دانست که مفهوم کلیسا فراتراز جمع شدن واجتماح ایمانداران هست ولی اوهیچگاه کلیسای محلی رااز کلیسای جهانی یعنی بدن مسیح جدا نمیدید.(افسسیان باب چهارم آیات چهارم تا ششم :که یک جسد هست ویک روح وچنانکه دعوت شده اید در یک امیددعوت،یک خداوند ، یک تعمید،یک خدا ، یک پدر..............)ا گر مفعوم این حقیقت به ظرز کتاب مقدسی فهمیده نشود  این خطر وجود دارد به اسانی به سوی دوآلیسم افلاطونی سوق داده شویم اینکه کلیسارا دوگونه ببینیم کلیسای ایده ال  ودیگری کلیسای زمینی. درکلیسای که روی زمین وجود دارد تکه تکه می بینیم واین زیاد نمی تواند عیب باشد با توجه به زبان ، فرهنگ وسلیقه حتی می تواند توجیه پذیر نیز باشد در حالی کلیسای روحانی وایده ال تکه تکه نیست و  برای همه واضح ومبرهن است که عیسی خداوند سر این کلیسا هست  لوتر گر چه پیشتار حرکت اعتراضی پروتستان گردید ولی اومعترض نبود اوبه سادگی انچه را در دیرها وملاقاتهای شخصی با خداوند دریافت کرده بود بیان می کرد که کتاب مقدس یگانه مرجع ایمان ما است ولی او هرگز نمی خواست که کلیسا را به دو دسته  تقسم کند واگر تاریخ ان دوره بخوبی مطالعه شود وگروهها ودسته های زیادی بودند که مقاصد سیاسی خودرا دنبال میکردندوحتی تئوری های اقتصادی این حرکت را ضرورت رشد سرمایه داری می دانستند وبه این اختلاف دامن می زنند.  شاید تصویر های بالا  یک نقاشی کودکان باشد از ملکوت خدا، ولی این حقیقت را نمی توانیم انکار کنیم که اسمان باید نه تنهاجای همه ابمانداران باشد بلکه محل ابدیت انسانهای نیز باشد که در آینده نجات  خواهند آورد پس دعا کنیم برای این تصویرقشنگ اسمانی. وثمره این دعا توبه هست به انسانها ی که به انها بدی کرده ایم وبخشش هست به  انانی که به ما بدی کرده اند       
دو خط موازی
1386/5/29 10:33

   پیام   روز

دو خط  موازی    علی مهر

 معلم وارد کلاس شد ودوخط موازی بر تخته کشید . پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ کشید. آن وقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد . و در همان یک نگاه قلبشان تپید و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند. خط اولی نگاهی پر معنا یی به خط دومی کرد و گفت: ما میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم... خط دومی از هیجان لرزید . خط اولی ادامه داد:... مِيتوانيم خانه ای داشته باشیم در یک صفحه ی دنج کاغذ.. من روزها کار میکنم . میتوانم خط کنار یک جاده ی متروک شوم ... یا خط کنار یک نرده.خط دومی گفت: من هم میتوانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم، یا خط کنار یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت! چه شغل شاعرانه ای...! در همین لحظه معلم فریاد زد:
دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسند و بچه ها هم تکرار کردند...دردستور زبان هر قومی  واژه های هستند  بنام متضاد.به  عبارت دیگر ضد هم هستند مانند سیاه و سفید، ترش وشیرین، فقیر وثروتمند.در فلسفه وعلوم هم با  متضاد ها زیاد برخورد میکنیم در مناسبات مذهبی متضاد ها وحلال وحرام بسیار زیاد هستند. بنظر شما بزرگترین  تضاد انسان چیست ؟ مرگ وزندگی . ولی در قیام مسیح مرگ  مغلوب زندگی شد.وزندگی پیروز شد.همین برای ما کافی هست بدانم که درمسیح مرگی وجود   ندارد اگر قیام مسیح را به عنوان اصل  ابمان خود قرار میدهیم بخاطر این هست میدانیم که هرگز نمی میریم بنابراین فرباد میزنیم که دوخط موازی درصلیب مسیح همدیکر را قطع میکنند  یعنی به هم میرسند  .این مسیر نبود جز اینکه محبت خدا درمسیح.                       
سبز ه های کوچک
1386/5/27 10:19

  سبزه های کوچک ع  م

زندگی به منطق شما گوش نمی دهد و خودش را به دردسر هم نمی اندازد. وقتی به سمت زندگی حرکت می کنید چه چیزی را می بینید توفان عظیمی  می ایند ودرختان بزرگ  سقوط می کنند. بر طبق نظریه چارلز داروین آنها باید زنده بمانند زیرا آنها قوی  هستند.بایذ مقاومت کنند. به یک درخت قدیمی نگاه کنید،  ارتفاع زیادو دارای عمرطولانی می باشد.. وجود این درخت با این شکل، قدرت ایجاد می کند و احساس توان و قدرت به او می بخشد . میلیون ها ریشه از آن در داخل زمین پخش شده است ، به داخل اعماق زمین رفته است و درخت با قدرت سر جای خود محکم ایستاده است.البته درخت با توفان مبارزه می کند و نمی خواهد که تسلیم شود – اما بعد از توفان ،  می بینیم سقوط کرده ، دیگر زنده نیست، و همه آن شکوه و قدرت هم از بین رفته است. توفان ها همیشه شدید هستند، زیرا بطور دستجمعی می آیند ولی درخت منفرد و تنهاست.در همین حال سبره های کوچک معمولی نیز هستند – موقعی که توفان می آید این گیاهان خم می شوند  و توفان نمی تواند هیچ آسیبی به آنها برساند. در نهایت دراثر طوفان خوب شسته وتمیز می شوند. وقتی توفان تمام می شوند این گیاهان دوباره مستانه می رقصند. این گیاهان تقریبا ریشه ی محکمی ندارند و حتی می توان توسط یک بچه از خاک کنده شود ، اما توفان در مقابل او شکست خورده است.  چه اتفاقی افتاده است ؟ سبزه های  کوچک راه تنگ  مسیح را رفته اند ولی درخت عظیم،بزرگراه «داروین» را طی کرده است . درخت بزرگ خیلی  منطقی عمل کرده ، تلاش کرده تا مقاومت کند ، خواسته است که قدرت خود را نشان دهد. اگر بخواهید قدرت خود را نشان دهید شکست خواهید خورد . هیتلر و ناپلئون ها  مشابه آن درخت بزرگ هستند . اما همه  آن ها شکست خورده اند. ولی ایماندارمسیحی  مانند آن سبزه های کوچک هستند. هیچ کس نمی توانند آن ها را شکست دهند زیرا آن ها همواره آماده و  تسلیم هستند. چگونه می توان کسی را که تسلیم است شکست داد.  شاید درموقیعت های خاصی می خواهید قدرت خود را نشان دهید در ان  لحظه به مسیح نگاه کنید که قدرت مطلق بودولی  خود را درمقابل صلیب تسلیم می دید. به کدام جهت می روید آیا بسوی تنازع بقا که داروین طراح آن بوده که بکش تا زنده بمانی ، یا به کلام خدا  درصلیب بمیر ولی با مسیح زنده شو 
 
بخشش مسیحی
1386/5/24 10:45

بخشش مسیحی ع م 

اين داستان دو دوست هست که در بيابان با هم راه مي رفتند ، بعد از مدتی راه رفتن ميان آن دو مشاجره در می گيرد و در يک لحظه يکی از آندو   سيلی محکم به دبگری می زند و اين دوست، سيلی راتحمل می کند و غمگين می شود ولی  چيزی نمی گويد فقط بروی شن های بيابان يک جمله می نويسد : امروز از بهترين دوست خود سيلی خورده ام : . آنها به راه خود ادامه می دهند ناگهان به يک درياچه بزرگی می رسند که بايد با شنا از آن عبور کنند .آن کسی که سيلی خورده بود، شنا نمی دانست و در حال غرق شدن بود. در اينجا بود که توسط دوستش  نجات می يابد. همينکه به تخته سنگهای ساحل می رسند او بروی يکی از سنگها اينطور حک می کند : امروز بهترين دوستم، زندگيم را نجات داد : رفيقش با تعجب  از او می پرسد وقتی به تو سيلی زدم تو آن را بروی شن نوشتی ولی وقتی تورانجات دادم ان را بروی سنگ نوشتی ؟ چرا؟آن مرد به دوستش پاسخ داد : هنگاميکه از زخمها و رنج های که ديگران، برايم می سازند آن را بروی شن می نويسم تا باد بخشش ،آنها را پاک کند ولی وقتی نيکوئيها و محبت ديگران را بياد می آورم آن را بروی سنگ حک می کنم تا هيچ چيز نتواند آن را پاک کند وازبين ببرد. ياد بگيريم که رنجش ها ودلخوری های خود را بروی شن و محبت ديگران را بروی سنگ حک کنيم تا هيچگاه فراموش نشود.   
?
1386/8/10 02:42

درجل0

در جلجتا چه اتفاق افتاد؟
1386/6/7 10:33

درجلجتا چه اتفاق افتاد؟  ع مهر                                                       

 سالها پیش درایران قتلهای مرموزی اتفاق می افتاد که بطور زنجیره ای زنان  کشته میشدند.تعداد ابن نوع قتل ها هر روز زیادتر مبشد و پلیس هیچ سر نخی از قاتل نداشت. فاتل سوژ ه های خود را ازمیان زنان بدکار وحتی معمولی انتخاب میکرد وبطرز فجیعی به قتل میرساند تعداد انها از دهها گدشته بود. تا ابنکه بک روز قاتل دستگیر شد واسم ان را خفاش شب گذاشتند  خفاش شب به تمام فتل ها با خونسردی اعتراف کرد قرار شد او، در بکی از میادین شهر، بعد از شلا ق خوردن، به دار اوبخته شود. در روز اعدام او، مردم زبادی، جمع شده بودند اورا با شدت زیاد شلاق زدند وسپس به دار اوبختند.هیچ یک از مردم  نسبت به او احساس دلسوزی نداشتند همه از اعدام او خوشحال بودند .ترحم نسبت به او مرده بود  مردم  حق داشتند چون حنایتها ی او واقعا بیرحمانه بوده هروقت به این سکانس فکر می کنم به یاد جلجتا می افتم.که مسیح را نیز به مانند دزدان وفاتلها شلا ق، وبعد ازان مصلوب گردید. ولی او که گناهی نکرده بود وفقط کفاره گناهان ما را بر خود گرفته بود . اما چگونه این اتفاق افتاد؟ ایااو از میان جمیعت فریاد زد افایان وخانمها، اقای خفاش شب را شلاق واعدام نکنید من به عوض ایشان اعدام میشوم واگر مسئولین هم ، قبول میکردند خفاش  شب ازاد میشد ومسیح بجای او اعدام میشد آیا مسیح برای این کار فهرمان نمیشد واحساس مردم به خفاش شب بدتر نمی گشت؟ ولی مسیح این شیوه را انتخاب نکرد او واقعا برای مجازات، شبیه صورت، خفاش شب شد تا هیچ کس در هنگام مصلوب شدن نهفمد که او مسیح بی گناه است اوحقیفا درروی صلیب مانند گناهکاران شد تا مجازات گناه ما انجام شده باشد اشعباء 53 این تصویررا بخوبی نشان مبدهد چفدر این معنی را بدرستی فهمیده ودرک نموده ایم؟ مسیح بجا ی قاتل ها ودزد ان،درست شبیه خود انها،فقط برای جرمها انها، به دار اوبخته شده. ابا جرم ما از خفاش شب کمتر بود؟ ولی مسیح انها را بخشید نه اینکه کسی مجازات نگردد بلکه خود مسیح به عوض ما شلاق ومصلوب گردید چه اندازه ان را فهمیده اید؟ کمی در دعا ان را مجسم کنید بدون شک مکاشفه خوبی خواهید داشت برکت حضور مسیح باشما باشد  آمین

شام اخر مسیح
1386/6/6 10:09

 شام آخر  مسیح

                 روی فرش ایرانی
 


 

رضا اسد پور هنرمند تبریزی نقاشی معروف " شام آخر " اثر لئوناردو داوینچی را بصورت فرش بافت. " شام آخر " اثر لئوناردو داوینچی نقاش معروف قرن شانزدهم است که در آن مسیح و گفتارهای وی در جمع تعدادی از  شگردانش به تصویر کشیده شده است. تابلو فرش نقاشی " شام آخر ‪  ۱۷۰سانتی‌متر است ودر۱۲۰ برای بافت آن یک میلیون و ۴۵۰هزار گره زده استدر بافت این تابلو فرش ،  یک هزاروپانصد رنگ بکار   رفته، و رنگرزی تار و پود آن با استفاده از یک روش ابتکاری و بدون بکارگیری مواد شیمیایی انجام شده است. اسدپور، بافت این تابلو فرش را حاصل ‪ ۳۰سال تجربه خود درعرصه بافت فرش های نفیس و رنگرزی دانست. وی گفت: همزمان با بافت تابلو فرش "شام‌آخر" اثر معروف دیگری با نام " بازار برده ‌فروشان " را به جامعه هنری تحویل داده‌امرضا اسدپور متولد ‪ ۱۳۳۷بخش سردرود از توابع تبریز است و تاکنون تابلو فرش آثار هنری معروفی از قبیل " تاجگذاری ناپلئون"، " پایان عروسی "،  " انیشتین " و "بازار برده فروشان" را به پایان برده است.  همسراسدپورنیز در بافت تابلو فرش " شام آخر " مشارکت داشته است. 

  

?